donderdag 20 mei 2010

در سکوت اتاق می نشینم
و به صدای دلم گوش می کنم که ترانه انتظار را می خواند
با او زمزمه می کنم اتاقم با من سخنها دارد
و حرفهایش را با صدای سوختن به من می گوید

و من فقط گوش می کنم
بازهم فکر می کنم و در اوج افکارم
تورا ای بزرگوار به خاطر می آورم





خدایا برای هر آنچه که دادی از تو ممنونم

فقط مرا تا ... تا نه! همیشه یاری کن

Geen opmerkingen:

Een reactie posten