رزوی دل مرا با خود برد
به کجا نمیدانم
رزوی دیگر آمد و سراغ امانتی که از من گرفته بود را گرفت
سالها بود از دلم خبری نداشتم اما میفهمیدم که پیش اوست
از ترس وجدان دل شکسته را جایی پنهان کرده بود
و خود فراموش کرده بود
dinsdag 3 november 2009
Abonneren op:
Reacties posten (Atom)

Geen opmerkingen:
Een reactie posten